در مورد من میگویند که سید موسی از حد خود خارج
شده و بر اوست که به دین و نماز بسنده کند. بسیار خوب من به ایمان به خدا بسنده
خواهم کرد . ولی ایمان به خدا چیست؟ ایمان به خدا آن چیزی نیست که حکومت ظالمان را
حفظ کندو مردم را ساکت گرداند و آنها را به صبر و آرامش دعوت نماید. ایمان در منطق
قرآن عبارت است از" ارایت الذی یکذب با الدین فذلک الذی یدع الیتیم و لا یحض
علی طعام المسکین" ایمان به خدا در واقع آن چیزی است که نگذارد انسان در
مقابل ناراحتی دیگران بی تفاوت باشد. کسی که شب را به صبح برساند و همسایه اش
گرسنه باشد به خدا و روز قیامت ایمان ندارد. این ایمانی است که من میفهمم.
..........
در مورد این حجت غایب
چیزی نمیتوانم بگویم که زبان الکن است. فقط چند روزی است فکر میکنم اگر بود امروز
ما چه فرقی میکرد، اصلا فرقی هم میکرد؟
+ نوشته شده در جمعه 1389/03/14ساعت 20:28  توسط من
|
گفت: احوالتچطور است؟
گفتمش عالياست!
مثل حال گل!
حال
گل در چنگ چنگيز مغول!
+ نوشته شده در چهارشنبه 1388/11/21ساعت 23:54  توسط من
|
هنوز مدت زیادی از سفر حج پارسال
نگذشته، حداقل انقدری نیست که آسمان و زمین آنجا را فراموش کنم . عجیب وابسته
میکند ادم را یلگی های مسجد نبی و نیمه شبهای کعبه
از لطف روزگار همسفران خوبی هم داشتیم
. یکی از این اساتید، دکتر کاشی بودن که بعد سفر یادداشت بسیارجالبی از سفرشون تو
وبلاگشون گذاشتن . تصمیم داشتم این متنو اینجا هم بذارم تا چند نفر بیشتر اونو
خونده باشن. من که خیلی حال کردم شما هم بخونید ضرر نمیکنید.
آخرين
طواف
شب شنبه است و آخرين شبي كه در مكه ميخوابيم.
با احساسي مكه را ترك ميكنم كه برايم عجيب و تازه است.
خدايا
بارانت را بر ما ببار
از آن بارانهاي بسيار و انبوه
از آن بارانهاي تند
كه شكوفهها را بروياند
كه ميوهها به بار بيايد
كه هر چه مرده است را زنده كند
و روزيها زياد بشود
كه از تپهها آب سرازير بشود
و چاهها لبريز بشود
و نهرها روان
و گياهها برويد
...
صحيفه/دعاي 19
+ نوشته شده در چهارشنبه 1388/11/07ساعت 21:14  توسط من
|
روش ارتباطي امام موسي صدر» عنوان پژوهشي است كه در قالب پاياننامه
كارشناسي ارشد، در رشته علوم ارتباطات اجتماعي در دانشگاه علامه طباطبايي
ارايه شده است كه موفقيت امام موسي صدر در ارتقاي جايگاه شيعيان لبنان در
طول نوزده سال فعاليت، انگيزه نگارش آن بوده است.
به گزارش روابط عمومي مؤسسه فرهنگي تحقيقاتي امام موسي صدر، پاياننامه
«ارتباطات سنتي و مدرن در يك جامعه چندفرهنگي؛ مطالعه موردي لبنان دوران
فعاليت امام موسي صدر (57ـ1338)» رويكرد امام موسي صدر به ارتباطات و
استفاه وي از رسانهها و همچنين حرکت امام صدر در ارتباطات میان فرهنگی و
اجراي نظریه گفتوگو و همزیستی ادیان را بررسي كرده است.
اين تحقيق را مهديه پاليزبان، با راهنمایی دکتر حسین علی افخمی و مشاورت
دکتر هادی خانیکی انجام داده است و نويسنده هدف اصلی آن را بررسی روش
ارتباطی امام موسی صدر به عنوان یک الگوی موفق و معرفی وی به عنوان یک
متفکر مسلمان مؤثر در حوزه ارتباطات و علوم اجتماعی دانسته است.
چنانكه در چكيده آمده است، این تحقیق برای پاسخ دادن به اين سؤالات زیر
طراحی شده است كه: 1. رویکرد امام صدر به ارتباطات چگونه بود؟ آیا صرفاً
از رسانهها و شبکههای ارتباط سنتی استفاده میکرد یا از رسانههای جمعی
و گروهی دیگر؟ 2. استفاده امام موسی صدر از رسانههای مختلف در مراحل
مختلف فعالیت (قبل و بعد از تأسیس مجلس اعلای شیعه) چگونه بود؟ 3. فرایند
حرکت امام صدر در ارتباطات میان فرهنگی و اجراي نظریه گفتوگو و همزیستی
ادیان چه بود؟ 4. حرکت امام صدر براساس کدام نظریه یا رویکرد ارتباطی قابل
تفسیر و تبیین است؟
بنا بر اين گزارش، در جلسه دفاعيه اين پاياننامه كارشناسي ارشد در رشته
علوم ارتباطات اجتماعي، كه 21 مهر 1388 در دانشكده علوم اجتماعي و
ارتباطات دانشگاه علامه طباطبايي برگزار شد، گزارشی از پایان نامه، شیوه
تحقیق و نتایج آن ارائه شد و پس از آن، دکتر علی اصغر کیا، به عنوان
استاد داور به بررسی تحقیق پرداخت.
وی بر تازگی موضوع تأکید کرد و افزود: در این تحقیق برای نخستین بار در گروه ارتباطات از روش تحقیق کیفی استفاده شده است.
در اين جلسه، همچنين دکتر خانیکی بر جدید بودن موضوع و لزوم دغدغه داشتن
دانشجویان برای انجام فعالیت های پژوهشی (در مورد شخصيت هاي موفق و
ناشناخته) تأکید کرد.
در پایان جلسه دفاعیه، استادان این تحقیق را مستحق درجه عالی و نمره 18/5
دانستند و دکتر کاظم صدر که به عنوان مهمان ویژه حضور داشت، در سخنانی به
نمایندگی از خانواده امام موسی صدر از انتخاب این موضوع و تصویب و حمایت
گروه ارتباطات دانشگاه علامه طباطبایی از آن، تقدیر و تشکر کرد.
گفتني است در اين جلسه، علاوه بر دكتر كاظم صدر و دكتر سيد جواد ميري،
خانمها حورا صدر و فاطمه صدر عاملي نيز به عنوان ميهمان ويژه حضور
داشتند.
+ نوشته شده در یکشنبه 1388/10/13ساعت 10:32  توسط من
|
"حسين نه تنها در آن صحرا بلكه در طول تاريخ در برابر ستمگران
ايستاد.در آن صحرا در برابر سي هزار نفر بود، اما در تاريخ، در مقابل صدها گروه
قرار داشت. و ظالمين و اهل باطل را چون دستههاي ملخ پراكنده ساخت اين تصوير روشن
ميسازد. كه حق پيروز خواهد شد، حق از خداوند است، و حق است كه غالب خواهد شد."
"اميدواريم كه
اين عاشوراي ما و اين روزهاي ما، روزهاي زنده حسيني باشد. اين چنين ميخواست و اين
چنين سفارش نمود. گريستن و بر پا كردن مجالس كافي نيست. حسين به اينها نيازي
ندارد. حسين شهيد راه اصلاح است. «انی أريد الاصلاح في امه جدي ما استطعت» پس اگر
در جهت اصلاح امت جدش كوشيديم، او را ياري رساندهايم و اگر سكوت كرديم يا مانع
اصلاح شديم او را وانهادهايم و يزيد را كمك كردهايم.
اي برادران! صفوف خود
را انتخاب كنيد. صف يزيد يا صف حسين. به خدا قسم كه فكر نميكنم غير از صف حسين را
انتخاب كنيد و جز به نداي حسين لبيك گوييد (حسيني) كه ميگويد: « هل من ناصر
ينصرنا و هل من ذاب يذب عن حرم رسول الله»."
"این واقعه در برابر ماست و ما به سخنی از سخنان امام حسین، هنگامی كه
از مكه خارج شد، توجه می كنیم: «لم اخرج اشراً و لا بطراً و لاظالماً و لا مفسداً،
ارید الاصلاح فی امه جدی ما استطعت، ارید لامر بالمعروف و النهی عن المنكر» (به
خدا سوگند از روي سرمستي، طغيانگري، ظلم و فساد قيام نكردم. اصلاح در امت جدم راهر
اندازه كه در توانم باشد، خواستارم. ميخواهم امر به معروف و نهي از منكر كنم)
رسالت حسین و هدف
حسین و شهادت حسین در این سخن خلاصه می شود. در اینجا این پرسش مطرح می شود كه آیا
امت جد حسین، فقط در عصر امام حسین بودند، آن امت پایان یافتند یا هنوز هستند؟ آیا
امر به معروف و نهی از منكر و اصلاح مردم مخصوص ایام امام حسین بود و پایان یافت،
یا اینكه ما نیز از آن امت هستیم؟ ما نیز به اصلاح نیازمندیم، و به امر به
معروف و نهی از منكر. طبیعتاً این كار همیشگی است. پس ما هنوز در شرایط مناسب برای
تحقق اهداف امام حسین هستیم. به سخن دیگر امام حسین در زمان خودش كشته شد تا ما را
امروز، اصلاح، امر به معروف، و نهی از منكر کند"
+ نوشته شده در شنبه 1388/10/05ساعت 18:2  توسط من
|
سلام بر کفشهاي کهنهات
که مايه کرامت شيعهاند. سلام بر عباي پر وصلهات
که سبب شرافت شيعهاند.
سلام بر دستهاي پينه
بستهات که بوسه گاه ملائک مقرّب خداست... سلام بر بازوان تنومندت
وقتي خيبر را از جاي برکندي.
سلام بر تو وقتي که در
حلقه کوچک دستان کودکي يتيم جاي ميگرفتي! سلام بر دستان يداللّهيات
وقتي در خندق، «عمر بن عبدود» را به خاک افکندي و بر سينه او نشستي.
سلام بر تو وقتي براي
دلخوشي طفلي بيسرپرست، مرکب او شدي و او را بر دوش خود نشاندي! سلام بر تو وقتي در
«ليلة المبيت» در بستر محمد(ص) خوابيدي و به استقبال مرگ رفتي و مرگ از ابهت تو
گريخت.
سلام بر تو وقتي ريسمان
به گردن به مسجدت ميبردند و تو براي رضاي خدا خاموش بودي! سلام بر تو وقتي از هيبت
ذوالفقارت دشمنان دونت برهنه شدند تا در پناه سپر حيايت حياتشان محفوظ بماند.
سلام بر تو وقتي همسرت
را پيش چشمانت سيلي زدند و ذوالفقارت براي حفظ دين محمد(ص) در غلاف بود!
سلام بر تو وقتي در مشرق
دستان پيامبر خدا در غدير بوسعت عالم طلوع کردي سلام بر تو وقتي استخوان
در گلو و خار در چشم يک ربع قرن آفتاب خانهات بودي!
سلام بر تو وقتي اوّلين
گرويده به دين محمد (ص) بودي سلام بر تو وقتي چهارمين
خليفه بعد از محمد(ص) شدي!
سلام بر تو وقتي چشم
فتنه را در آوردي در حالي که هيچ کس ديگري قادر بر آن نبود سلام بر تو وقتي در کوچه
هاي کوفه توشه نان و خرما بر دوش طعام درماندگان را شبانه قسمت ميکردي!
سلام بر تو وقتي داماد
رسول خدا شدي سلام بر تو وقتي نگين
انگشتري حضرت خاتم (ص) را شبانه در خاک تيره پوشاندي!
سلام بر تو وقتي که جهان
اسلام در چمبره حکومت عدالت پرورت بود سلام بر تو و قتي در
دادگاه اسلامي کنار مرد مسيحي نشستي و قاضي رأي بر ضد ّ تو داد و تو بيهيچ
مقاومتي به حکم او تن در دادي!
سلام بر تو وقتي خزانه
دار اموال جهان اسلام بودي سلام بر تو وقتي که آهن
گداخته در دست برادر نيازمندت عقيل گذاشتي تا به سوي بيت المال دراز نشود!
سلام بر تو وقتي که مشعل عدالت را بر افروختي سلام بر تو وقتي شمع بيت
المال را خاموش کردي
!
سلام بر آه سلا بر چاه
سلام بر نان جو سلام بر نمک سلام بر فدک...
يا مجمع الاضداد
سلام بر تو روزي که در
کعبه، زاده شدي و روزي که در محراب، زندگي فاني را وداع گفتي و روزي که «قسيم
النّار والجنة» خواهي بود.
از مکه نسيمي به سماوات
وزيده است از کعبه خمي مي به
خرابات رسيده است
مقصود دعا روح مناجات
رسيده است از عرش خدا عين عبارات
رسيده است جز دست علي کيست نگهدار
ضعيفان؟
+ نوشته شده در پنجشنبه 1388/06/19ساعت 23:23  توسط من
|
امروز داشتم مراسم شستشوی کعبه رو تماشا میکردم . این شستشو هر سال به یاد روز زدودن بتها از کعبه انجام میشه . ناخوداگاه بغضم گرفت. تو سفر یه سال قبلم به عربستان ارتباط عجیبی با حرم حضرت رسول و کعبه معظم پیدا کرده بودم. اعتراف میکنم قبل از سفر حج درکم از این مراسم بسیار ناقص و ابتر بود و اکنون که حدود یک سال از اون زمان میگذره بارها حسرت اونجا نبودن اومده سراغم یکیشم امروز. یاد نیمه شبهای مکه و مدینه بخیر
خدایا یک بار دیگر منو پاک و طاهر بپذیر
+ نوشته شده در جمعه 1388/05/02ساعت 1:0  توسط من
|